کارشناسان حوزه حملونقل دریایی معتقدند که بندرهای ایران، علیرغم برخورداری از زیرساختهای مناسب، به دلیل نبود نقشآفرینی در زنجیره تأمین جهانی و عدم حضور خطوط اصلی کشتیرانی، هنوز در جایگاه بندرهای نسل دوم باقی ماندهاند و برای تبدیل به بندرهای نسل سوم و هاب منطقهای نیازمند عزم ملی و اصلاحات ساختاری هستند.
بندرهای نسل سوم؛ بنگاههای اقتصادی خودکفا در خدمت زنجیره تأمین جهانی
در بندرهای نسل سوم، جایگاه بندر از یک بندر محلی یا انحصاری به یک بندر بینالمللی و رقابتی ارتقا مییابد و حجم ترافیک دریایی با افزایش کشتیهای لاینر و ورود و خروج کالا به پسکرانهها رشد میکند. این بندرها به بنگاههای اقتصادی سودآور و خودکفا تبدیل شده و به دنبال جذب کالا و ایجاد ارزش افزوده از طریق شهرکهای صنعتی و خدمات جانبی هستند. تجربه بندرهای موفق نشان میدهد که ارزش واقعی بندر نه در اسکله، بلکه در صنایع و زیرساختهای تولیدی و صنعتی است که در پسکرانههای آن ایجاد میشود و باعث تولید کالا و خدمات میشود. بندرهای هاب جهانی مانند سنگاپور و روتردام یا هاب منطقهای مانند بندر جبل علی امارات، نمونههای بارز این تحول هستند که حذف آنها از یک مسیر لجستیکی، کل زنجیره تأمین را دچار اختلال میکند.

جایگاه بندرهای ایران در تجارت بینالملل؛ نقش فیدری محلی یا هاب منطقهای؟
یکی از مهمترین چالشهای بندرهای ایران، بهویژه بندرهای جنوبی نظیر بندرعباس، امام خمینی و بوشهر، این است که هنوز به عنوان ابزار سیاست تجاری تعریف نشدهاند و نقشی در کریدورها و زنجیره تأمین منطقهای و بینالمللی ندارند. در طول جنگ اخیر و محاصره دریایی، عملکرد بندر شهید رجایی به عنوان بزرگترین و فعالترین بندر کانتینری کشور دچار وقفه شد و مسئولان را به فکر جایگزینی با بندرهای کشورهای همسایه انداخت. این در حالی است که بندر جبل علی به عنوان یک بندر هاب منطقهای، به دلیل نقش کلیدی در زنجیره تأمین، محاصره آن برای آمریکا با هزینههای سیاسی و اقتصادی سنگینی همراه بود.
موانع تبدیل بندرهای ایران به نسل سوم؛ از تحریم تا نبود خطوط اصلی کشتیرانی
کارشناسان تأکید میکنند که مادامی که شاهد تردد خطوط اصلی کشتیرانی نظیر مرسک، شرکت کشتیرانی مدیترانه (MSC) و کسکو و همچنین حضور پورت اپراتورهای بینالمللی در بندرهای ایران نباشیم، نمیتوان صرفاً با برگزاری همایشهای داخلی، کشور را دریا محور کرد و بندرهای ایران را به نسل سوم ارتقا داد. مطالعات و پایشهای میدانی نشان میدهد که مسیر حرکت به سمت بندرهای نسل سوم بسیار سخت و دشوار است و با تشدید رقابت در کریدورهای منطقهای و بینالمللی، این مسیر دشوارتر نیز خواهد شد. بنابراین، وجود یک عزم ملی و فراسازمانی از منظر پشتیبانی قانونی، مالی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی از الزامات حیاتی این حرکت محسوب میشود و بدون آن، توسعه زیرساختها و تجهیز به مدرنترین تجهیزات دریایی و بندری، نمیتواند نقشی فراتر از بندر نسل دومی (بندر صنعتی) برای بندرهای ایران به ارمغان آورد.








