چالشهای بیمه رانندگان تاکسی اینترنتی
قانونگذاری در حوزه پلتفرمهای دیجیتال، بهویژه در زمینه بیمه رانندگان اسنپ، تپسی و ماکسیم، اگر بدون توجه به واقعیتهای این صنعت و تجربههای جهانی انجام شود، میتواند نتیجهای معکوس داشته باشد. قانون جدید بیمه تاکسیهای اینترنتی که با هدف حمایت تدوین شده، در عمل نه به سود رانندگان است، نه به نفع شرکتها و حتی نه به نفع مسافران.
فشار مالی بر رانندگان پارهوقت
آرمین کریمی، مدیرعامل ماکسیم، با اشاره به ترکیب متنوع رانندگان این پلتفرم گفت: بسیاری از رانندگان تاکسی اینترنتی شغل اصلیشان رانندگی نیست و بهصورت پارهوقت فعالیت میکنند. تحمیل یک الگوی بیمهای سخت و یکسان، انعطافپذیری این بازار را از بین میبرد و فشار مالی سنگینی بر رانندگانی وارد میکند که درآمد ثابت ندارند.

تجربه جهانی در بیمه رانندگان
کریمی تأکید کرد که در بسیاری از کشورها، به جای اجبار و تحمیل هزینه ثابت، مدلهای ترکیبی بیمهای یا سازوکارهای داوطلبانه با مشوقهای دولتی اجرا شده است. این رویکرد باعث مشارکت بیشتر رانندگان میشود، زیرا بیمه بهعنوان یک مزیت طراحی شده است نه یک اجبار. در مقابل، اجبار معمولاً به خروج رانندگان از پلتفرم یا فعالیتهای غیررسمی منجر میشود.
فشار بر پلتفرمهای تاکسی اینترنتی
وی افزود: این قانون شرکتهای تاکسی اینترنتی را نیز در موقعیت دشواری قرار میدهد. پلتفرمهایی که نقش همرسانی دارند و کارفرمای کلاسیک محسوب نمیشوند، اکنون باید مسئولیتهایی را بپذیرند که با ماهیت اقتصادی و حقوقی آنها همخوانی ندارد. این وضعیت ریسک فعالیت را افزایش داده و توان شرکتها برای سرمایهگذاری در کیفیت خدمات و نوآوری را کاهش میدهد.
پیامدهای مستقیم برای مسافران
کریمی هشدار داد که هزینههای ناشی از این ناهماهنگیها در نهایت به مسافران منتقل خواهد شد. افزایش هزینه سفر، کاهش تعداد رانندگان فعال و افت کیفیت خدمات، پیامدهای طبیعی چنین سیاستهایی است. تجربه جهانی نشان میدهد هر تصمیمی که تعادل میان راننده، پلتفرم و مصرفکننده را برهم بزند، دیر یا زود به زیان کل بازار تمام خواهد شد.
- بیمه رانندگان باید متناسب با واقعیتهای اقتصادی و مدل کاری تاکسیهای اینترنتی طراحی شود.
- گفتوگو با ذینفعان و استفاده از تجربههای موفق جهانی، شرط موفقیت در تدوین قوانین حمایتی است.
جمعبندی
شرکتهای تاکسی اینترنتی مخالف اصل بیمه رانندگان نیستند، بلکه خواستار بیمهای کارآمد و انعطافپذیر هستند. قانونی که بدون توجه به واقعیتهای بازار و بدون مشورت با ذینفعان تدوین شود، حتی با نیت خیر، میتواند نتیجهای نادرست داشته باشد. بازنگری در این مسیر میتواند راهحلهایی ارائه دهد که واقعاً به نفع رانندگان، پلتفرمها و مردم باشد؛ نه قانونی که تنها هزینهزا و بیفایده باشد.






